كفشها براي كه جفت ميشوند؟
يا
هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد
***
كفشها دارد جفت میشود
جورابها دوخته
هیچكس نباید سیبزمینی داشته باشد!
دارند پاچهها را میخارانند
انتخابات نزدیك است
سر كاندیداها شلوغ
خودشان فرصت ندارند سرشان را بخارانند چه برسد به پاچه
حاج آقا و این حرفها؟... اسغفرالله!
*
محمود دارد حمد میخواند
برای شفای انقلاب
آشیخ هم دارند فاتحه میخوانند
بر انقلاب!
گهگاهی هم دستهی 30بیلشان را اصلاح میفرمایند
ایشان باید اتوكشیده باشند
تا نخورده و نو
و البته اصلاحطلب!
شیخنشینها
-همانهایی كه با جناب شیخ مینشینند و دیگر بلند نمیشوند-
دارند ته انبار انقلاب را جارو میكنند
هیچ چیز نباید جا بماند
امام گفته: «انقلاب را صادر كنید»
سودش هم مال شیخ اصلاحات
بالاخره باید ذخیرهی عرضی! تامین شود دیگر
*
محمود خیلی پر مصرف است
اصلا مراعات الگوی مصرف را نمیكند
مدام از مدیرانش كار میكشد یا عوضشان میكند
خیلی هم پرخرج است
یكریز از آبرویش خرج میكند
پس آبروی نظام را برای كِی گذاشتهاند
باید كمی از مهندس یاد بگیرد
بعداز 20سال، ماشاء الله، دستنخورده مانده!
با آبرو! كمكار!
اصلا هم از خودش مایه نمیگذارد
انقلاب كه نمرده!
تازه! آنوقتها كه امام بود نمیشد از آبروی او خرج كرد
الان كه امام هم نیست
مهندس به فكر اقتصاد هم هست
اقتصاد كم مصرف!
خیلی هم نگران پول نفت است كه گم نشود
اگر هم شد، راه دوری نرود!
و اگر هم رفت...
خب رفته است دیگر. استعفا میدهیم
*
محمود رانندگی بلد نیست
شاید هم گواهینامه نگرفته
ولی سردار تصدیق تانك دارد!
دارد همه چیز را له میكند
دوست ندارد سمت پرتگاه برود
چون تانك نمیپرد!
كاش یك تانك بالدار میساختند
یا لااقل به سردار رانندگی بالگرد را یاد میدادند
با اینكه اصول پریدن را میداند
چتربازیاش خوب نیست
نكند هلش بدهند و چترش باز نشود!
*
محمود كفشهایش را پوشیده
خودش هم آنها را پوشیده!
جورابش را هم وصله نكرده
وقت نیست
انقلاب نباید از دست برود
باید كاری كرد
انتخابات نزدیك است!