آدم‌هاي كاغذي

اين روزها كه به بهانه‌اي، رفت وآمدم در يكي از روزنامه‌ها و سر و كارم با جمعي از اصحاب رسانه و به طبع با خبرهاي مختلف بيشتر شده است، فرصتي پيش آمده تا به آدم‌ها نگاه بهتري داشته باشم.

بسياري از خصوصيات ما آدم‌ها، شبيه همين روزنامه‌هاست. علتش را نمي‌دانم. شايد به خاطر پيشرفت تكنولوژي آن باشد؛ شايد هم به خاطر قدمتش، و يا تكرارش و يا چيزي شبيه همين‌ها. اما مهم، شباهت خلق و خوي ما به آن است.

بعضي از انسانها، قسمتي تكراري دارند. درست مثل سر صفحه و لوگوي روزنامه. والبته از آن مي‌توان آن‌ها را شناخت. لهجة خاص، تكيه كلام ويژه، ظاهر هميشگي و يا رفتار تكراري. يا اين كه هميشه موقع احوال پرسي از يك جملة سوالي استفاده مي‌كنند.

عده‌اي ديگر به روز هستند. شبيه صفحه اول و آخر روزنامه. جديدترين موضوعات را مي‌شود درآن‌ها پيدا كرد. از خبر بگير تا عكس و رنگ و تيپ و...

بعض‌ها هم دقيقه نودي هستند. بازهم مثل همان صفحه اول و آخر روزنامه كه تا آخرين دقايق نگهشان مي‌دارند.

برخي هم...

نه ديگه تا همين‌جا فعلا بسه. بعد از ۶۵ روز ناپرهيزي، ممكنه رو دل كنم.